با ما همراه باشید
Cafe Catharsis Birthday

آساره جعفری

شک دارم ختم شوم به پروانه

منتشر شده

در

شک دارم ختم شوم به پروانه

شک دارم ختم شوم به پروانه

هیچگاه نتوانستم برایش یک پرستنده باشم. چیزی که نیاز داشت یک بنده بود. می‌دانستم بزرگ است. می‌دانستم منحصر به فرد است. می‌دانستم حرف‌هایش دلنشین و ماندگار است اما نمی‌توانستم او را بپرستم همانطور که نمی‌توانم هیچکس دیگر را بپرستم.

او نیاز داشت که بی‌قید و شرط دوستش بدارم. عشقِ مادرانه می‌خواست. عشقی که تحت هر شرایطی وجود داشته باشد. عشقی که برایش نیاز به تلاش نداشته باشد. اما عشق من به او پدرانه بود. پدر با قید و شرط دوست می‌دارد. برای داشتن عشق پدر باید تلاش کنی آدم بهتری باشی.

عشق پدرانه انتقاد، سرزنش و گاهی هم زخمی می‌کند.

 

عاشقان بزرگترین بازندگان تاریخند.

خودشان را در یک جریاناتی می‌اندازند که دیگر نمی‌توانند از آن برگردند.

چقدر آرزویم بود یک روز بیدار شوم و فراموشی گرفته باشم. فراموشی از این مورد خاص. فراموشی موضعی!

طوری که دیگر سایه به سایه‌اش نروم. دیگر رصدش نکنم. نخواهمش. نشنومش. همه را به یاد بیاورم، جز او را. طوری‌که وقتی او را دیدم  هر چه تلاش کنم یادم نیاید او را قبلاً کجا دیده‌ام.

چه فایده از برخی روابط؟ وقتی می‌دانی بودنت تنها رنج دادن و رنج کشیدن است.

وقتی دلت دائم می‌سوزد، به طرزی غیرمنطقی می‌سوزد و از زبانت خنجری می‌سازد که در قلب او فرو می‌رود.

ما شعر را آفریدیم تا جلوی خودکاری زبان را بگیریم.

با کدام شعر، کدام تدبیر، کدام اراده می‌توان جلوی خودکاری یک واقعۀ دردناک ایستاد؟

می‌گویند این که آدم طرف مقابلش را ناراحت کند اسمش عشق نیست، قلدری است.

نادر ابراهیمی هم می‌گوید قلدری قدرت ضعیفان است.

اما این که عشق باعث آزار نمی‌شود حرف درستی نیست، زیرا فروید معتقد است عشق به رفتارهایی مانند پرخاشگری شدت می‌بخشد.

ما با عشق انتخاب می‌کنیم چه کسانی ویرانمان کنند ( یادم نیست ولی فکر می‌کنم جملۀ استریندبرگ است)

و اینگونه بود که من نیز از هر طرف که رفتم به او می‌رسیدم. بی‌اینکه این حس باعث شکوفایی‌ام شود…

شک دارم این تاریکی غریب تاریکی یک پیله باشد. شک دارم ختم شوم به پروانه. 

 

شماهایی که دعاهایتان گیراست، شماهایی که زبانتان روزه است، شماهایی که جهان بی‌رحم امروز نتوانست خدایتان را بدزدد

و هنوز وقتی دلتان می‌گیرد شانۀ پر مهر و مطمئنی دارید برای از ته دل و کودکانه گریستن

دعایم کنید…

یک سراشیبی‌هایی در زندگی هست که مشکل بتوان در آن افتاد و جان به در برد.

مشکل بتوان به حالت پیش از آن اتفاق‌ها رسید

شماهایی که هیچگاه دل نشکسته‌اید، که هیچگاه حسود و دیوانه و خشمگین نبوده‌اید

دعا کنید برای تمام آنان که نمی‌دانند چرا؟

برای آنان که خودشان را نمی‌فهمند

انگار وسط یک فیلم پر تنش و خشونت‌بار از نوع ساخته‌های لانتیموس به دنیا آمده باشند.

دعا کنید برای زخم‌هایی کاری که بر روح نشسته‌اند.

زخم‌هایی که نمی‌شود به کسی نشانشان داد!

 

به قول قیصر امین‌پور

دردهای پوستی کجا

درد دوستی کجا…

 

 

 

برترین‌ها