با ما همراه باشید
NewRooz

آساره جعفری

اسم نویسندۀ این متن را بگذاریم «هادس»

منتشر شده

در

اسم نویسندۀ این متن را بگذاریم «هادس»

می‌آیی. بی‌هیچ توضیحی. بعدها می‌فهمی اشتباهی بوده‌ای حاصل جلوگیری نکردن دو فرد. نه برای اینکه نخواسته‌اند جلوگیری کنند، چون آگاهی نداشته‌اند. یک شروعِ بی‌شکوه با سرشکستگی.

می‌روی. بی‌هیچ توضیحی. بی‌اینکه دلت بخواهد. و در این بین مایعی بخار شونده، «مایعی بی‌معنی که فواره می‌زند از زمان» و در این بین چیزهایی که ما نامش را روزها گذاشته‌ایم و ربط دارد به حالت یکنواخت خورشید و یکسری چیزهای دیگر.

در این بین از بعضی چیزها خوشت می‌آید مانند عشق که واژۀ مبهمی است و اغلب با چیزی زیر شکمی اشتباه گرفته می‌شود و با خیلی چیز های دیگر. آدم دلش می‌خواهد با یکی بخوابد و لمسش کند می‌گوید: عاشق شده‌ام. دلش می‌خواهد شهرت یکی را مایۀ دیده شدن خود کند: باز هم می‌گوید عاشق شده‌ام. یا می‌خواهد جای او را بگیرد، یا پول او را می‌خواهد و دنبال امنیت و رفاه است و نام همۀ این‌ها عشق است. حالت برعکسی هم دارد طرف پولش زیادی کرده و دلش می‌خواهد یکی را بخرد تا تعداد زیادی را از او محروم کرده باشد و بعد فاتحانه بگوید: دیدید، همه را می‌شود خرید، فقط مبالغ فرق می‌کنند!

با این‌حساب اعتمادی بر کلماتی که این موجود دوپا وضع می‌کند نیست. اما او کلمات را می‌آفریند، در زبان به راه می‌افتد تا خودش را کسی جا بزند که با جهان صمیمی است و حتا آن را دوست دارد. و دوست داشتن برایش احتمالاً به این معناست: چون از مرگ واهمه دارد پس یک انتخاب بیشتر ندارد زنده بماند پس حالا که موظف است زنده بماند لابد دوست داشته است!

بهرحال خوابیدن در خانه بهتر از خوابیدن زیرخاک است با آنهمه موجودات چندش‌آور و ترسناک و تنهایی!

در این بین یکسری سیستم‌ها تعریف می‌کنیم: خانواده، جامعه، سرزمین، قلمرو، سیاست، فرهنگ، اقتصاد. پامی‌زنیم چاره‌ای نداریم اگر بایستیم بلعیده می‌شویم. کلمات را می‌آفرینیم فکرهایمان را بیرون می‌دهیم. فکرهایمان می‌شوند لباس‌هایمان، انتخاب‌هایمان. می‌دانید چه می‌خواهم بگویم: ما از ترس، خالق یک سیستم بزرگ می‌شویم فقط این آفرینه یک بدی دارد. ما روی گسل زندگی می‌کنیم. استوانه‌هایی ماسه‌ای هستیم کنار ساحل با موجی که بیخ گوشمان است.

اما در این میان اتفاق عجیبی می‌افتد که اصلا علت نوشتن این متن است: ما آدم‌ها طوری زندگی می‌کنیم انگار هیچ ربطی به همدیگر نداریم! خیلی تلاش کرده‌ایم تا روی حقیقتی را بپوشانیم و حالا که کمی موفق شده‌ایم علت اصلی این تلاش را از خاطر برده‌ایم!

چرا با وجود تنهایی غم‌انگیز مشترکمان، با وجود اینکه همۀ ما «وجه‌اشتراکمان کوچ است» باوجود اینکه همه بازی‌خورده و به طرز اسفباری بازیچه‌ایم و ته قصۀ همه‌مان یک نقطۀ قاطعانه است، دلمان برای هم نمی‌سوزد؟

چرا این اشتراک در مصیبت ما را همدل و به یکدیگر نزدیکتر نمی‌کند، چرا بر شفقت ما نمی‌افزاید؟ چرا به طرز عجیبی مرگ و مصیبت و جنگ و فقر را مسائلی مربوط به همسایه می‌دانیم که خود از آن مبراییم؟

چرا خودشیفتگی بچگانه‌ای داریم و فکر می‌کنیم آن بلا که سر دیگران می‌آید هرگز سر ما نخواهد آمد؟ چرا ما آدم‌ها قوۀ تخیل نداریم و خودمان را جای دیگری نمی‌گذاریم یا نمی‌توانیم بگذاریم؟ آیا این خصلت سلول‌های سرطانی نیست که فقط سنگ خودشان را به سینه می‌زنند؟

تنها کسانی که روز و شب به این مسائل خیره‌اند نویسنده‌ها، شاعرها و مطلقِ هنرمندانند. برای همین هنر را باید چیزی تزیینی و مالِ آدم‌های سیر و free جا زد و هنرمندان را مرفه‌های بی‌دردی که از سر بیکاری و فراغت از دویدن برای نان و آب، به بشریت و جهان و هستی فکر می‌کنند. (متوجه بار تحقیرآمیز این جملات که هستید!)

باید هنرمند و قلم را تخریب کرد چون مزاحم خیلی زمینه‌ها می‌شوند. خیلی سوال‌ها می‌پرسند، خیلی شک‌ها ایجاد می‌کنند و مطلق‌ها و خط قرمزها را نشانه می‌گیرند و در نهایت توقعات دیگران را از زندگی بالا می‌برند.

حالا می‌فهمید چرا اغلب مردم، هنرمندان را عجیب و غریب می‌دانند؟ زیرا آن‌ها برآنند مسیر فکری تاریخ را یا عوض کنند یا حداقل بر آن اثر بگذارند بنابراین با خیل عظیم آن‌ها که از صبح تا شب جز به قبض آب و برق و دغدغه‌های کاملاً شخصی‌شان نمی‌اندیشند، فرق می‌کنند و چون روزمرگان همیشه دراکثریتند اقلیت هنرمند عجیب جلوه می‌کنند!

 

«باید کاری کرد

شبیه شکستن گلدانی که دورت را گرفته

بی‌اینکه به گل دادنت راغب باشد»

 

مطالب دیگر

  1. اندر احوالات خود پاک‌پنداری
  2. رفیق سفر و حضرم حضرت تبر رویت را به سمتم برگردان
  3. سگان از ناتوانی مهربانند
  4. کمدی وحشت سیزیف‌های مدرن
  5. اندر احوالات آدمهای شیک و لاکچری

 

 

 

 

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برترین‌ها