با ما همراه باشید

شعر فارسی

«شعری برای روسپیان»؛ سروده‌ی آیدا گلنسایی

منتشر شده

در

«شعری برای روسپیان»؛ سروده‌ی آیدا گلنسایی

 

تمساحِ کوچک

عکس شهرنو کاوه گلستان

روی میز، کمی مِه

ته کاسه‌ی کوهستان ماسیده بود

ماه که می‌دانست آسمان

رنگین‌کمانی زیر سر دارد

روی صندلی‌اش مستأصل

ابرها را تکه تکه می‌کرد

و برزمین می‌ریخت

نا نداشت از جا بلند شود

و به بیهودگی آگهی آفتاب

در روزنامه‌ی  طلوع تلفن کند

ترجیح داد برایِ کار

کمد لباس‌هایش را بگردد

چند ساعت آن‌طرف‌تر

جوبی بی‌جهت

منظره‌ای خشکیده را با خود می‌برد.

آینه‌های دستی می‌دانستند

ماتیک‌ها کنایه‌اند

همیشه پای کوسه‌ای در میان است

اگر کسی لبخندهایش را خونی‌تر می‌کشد

اگر شبیه قلیان قهقهه می‌زند

و هرروز در رستوران‌های بینِ راهی

بشقاب‌ها او را به همدیگر تعارف می‌کنند

لیوان‌ها به او دهن می‌زنند

و چاقوها قیمت آخرش را می‌بُرند

جای چنگال برخی خاطرات بخیه نخواهد شد

وقتی سگ‌های میشی چشمانش

_آن هاسکی‌های اصیل_

برای هر غریبه‌ای زوزه می‌کشند

ویلاهای جنگلی بهانه‌اند

همیشه پای کودکی در میان است

اگر کسی تبرها را تیز می‌کند

آخر چرا باید از چیزی خجالت کشید؟

مگر زندگی کیست؟

جز میدان دید وسیع‌تری

که ما به شهوتِ تندِ تفنگ‌ها داده‌ایم

 

تمساح کوچک من!

اشک‌هایت را پاک کن

و به مارکِ کیف و کفش‌هایی بیندیش

که غایتِ قهرمانی‌های تواند

 

 

منبع

کافه کاتارسیس سروده ی آیداگلنسایی

کافه کاتارسیس

آیدا گلنسایی

نشر فصل پنجم

چاپ اول

صص91-93

مطالب مرتبط

  1. شعر اخراج سروده‌ی آیدا گلنسایی
  2. شعر دختری با گوشواره‌ی مروارید سروده‌ی آیدا گلنسایی
  3. در تعریف عیاش
  4. یادداشتی بر فیلم خرچنگ ساخته‌ی لانتی‌موس

برترین‌ها