با ما همراه باشید

شعر فارسی

به تو بگویم

منتشر شده

در

به تو بگویم

در بخش «مطالعات روزانه» قصد داریم برای پرهیز از خواندن کتاب‌های بی‌منبع

که به خاطر نقل‌قول‌های دائم و بی‌دقت اشتباهات زیادی در آن‌ رخ می‌دهد،

هر کتاب را با ذکر دقیق شماره صفحه، نام نشر و نوبت چاپ بیاوریم.

از دیگر سو زندگی در جهان مجازی دارد به آب رفتن ادبیات و تقلیل یافتن آن منجر می‌شود.

برای جلوگیری از این امر ما غالبا شعر بلند شاعران را به صورت کامل به اشتراک می‌گذاریم

تا تسلیم بی‌حوصلگی جمعی نشویم.

  • تأکید ما بر مطالعه‌ی خودِ کتاب و استشمام بوی نجیب کاغذ است.

به تو بگویم

دیگر جا نیست

قلبت پر از اندوه است

آسمان‌های تو آبی رنگی‌یِ گرمای‌اش را از دست داده است

زیرِ آسمانی بی‌رنگ  و بی جلا زنده‌گی می‌کنی

بر زمینِ تو، باران، چهره‌ی عشق‌های‌ات را پر آبله می‌کند

پرنده‌گانت همه مرده‌اند

در صحرائی بی‌سایه و بی‌پرنده زندگی می‌کنی

آنجا که هر گیاه در انتظار سرود مرغی خاکستر می‌شود.

دیگر جا نیست

قلب‌ات پر از اندوه است

خدایانِ همه آسمان‌های‌ات

بر خاک افتاده‌اند

چون کودکی

بی‌پناه و تنها مانده‌ای

از وحشت می‌خندی

و غروری کودن از گریستن پرهیزت می‌دهد.

این است انسانی که از خود ساخته‌ای

از انسانی که من دوست می‌داشتم

که من دوست می‌دارم.

دوشادوشِ زندگی

در همه نبردها جنگیده بودی

نفرین خدایان در تو کارگر نبود

و اکنون ناتوان و سرد

مرا در برابر تنهائی

به زانو در می‌آوری.

آیا تو جلوه‌ی روشنی از تقدیر مصنوع انسان‌های قرن مائی؟

انسان‌هایی که من دوست می‌داشتم

که من دوست می‌دارم؟

دیگر جا نیست

قلب‌ات پر از اندوه است.

می‌ترسم- به تو بگویم- تو از زندگی می‌ترسی

از مرگ بیش از زنده‌گی

از عشق بیش از هر دو می‌ترسی.

به تاریکی نگاه می‌کنی

از وحشت می‌لرزی

و مرا در کنار خود

از یاد

می‌بری.

 

 

آیدا گلنسایی هستم. متولد کرمانشاه و دانش آموخته‌ی زبان و ادبیات فارسی در سه دانشگاه ِ تهران (لیسانس)، علامه‌طباطبایی (فوق لیسانس) و الزهرا (دکتری). زمینه‌ی تخصصی من «ادبیات معاصر فارسی و عربی» و تحلیلِ مقایسه‌ای اشعار «احمد شاملو» و «نزار قبانی» است.

برترین‌ها