با ما همراه باشید

به وقتِ شنیدنِ شعر

شعری از محمد عارفی‌فر با صدای او

منتشر شده

در

شعری از محمد عارفی‌فر با صدای او

 

این‌بار می‌خواهم نیلوفر زرد به سینه‌ام بزنم

و جایی بایستم که از هر دری به جهان آمدی

مرا ببینی

 

تو پیراهنی از عسل

و گندمزار آشفته به تن کن

دریا دامن تو باشد

و چرخ که می‌زنی فرو بریزند گوش‌ماهی‌هاش

مونجوق‌های رخشنده از آن

 

نور بیایی

و آب خوردن با گلوی شب را رها کنم

ناودانیِ ابرهای تو باشم

رودخانه‌ای بی‌قرار که پشت هر پیچ دره‌اش

انگار بشارتی

انگار که معجزه‌ای و طلسمی در کار باشد

و بی‌واهمه دویدن بر سنگ‌های تیز

این‌گونه بی‌قرار…

 

این‌بار می‌خواهم دو درخت بروییم

دو عصایِ چوبی در کُهن‌سالگی

دو مقبرۀ باستانی خلوت کنار نیل

دو نوار مرزیِ مجاور در مسالمت

 

این‌بار اگر پایی داشتم و گلویی

بر شانه‌ی زندگی می‌روم

و هر شعر را با صدای تو می‌خوانم

این‌بار اگر دستی داشتم و لبی

چشم‌هایت را می‌بندم

و تاریکی‌ات را

یک‌نفس سر می‌کشم

منبع

(از مجموعه شعری در دست انتشار)

شعری از محمد عارفی‌فر با صدای او

 

شعری از محمد عارفی‌فر با صدای او

مطالب بیشتر

  1. شعر کاک خسرو از الیاس علوی با صدای محمد عارفی‌فر
  2. من آبِ دریاها را می‌فروشم آقا
  3. چند عاشقانه از بیژن الهی
  4. بادآورده شعر و صدای آیدا گلنسایی
  5. دو سروده از شهرام شیدایی

 

1 دیدگاه

1 دیدگاه

  1. محمدرضا سلیمانی

    25 می 2020 در 6:21 ب.ظ

    اصلا نمیشناختم
    خیلی خوب بود
    👏👏👏👏👏👏👏

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برترین‌ها